بسیار چیز مزخرفی است و به آدم احساس حقارت وحشتناکی میده!
نکته: نکته در اینجاست که همه با هم برابر نیستند! در نتیجه شما کونتون رو هم پاره کنید به خیلی چیزهای نوابغ نمیرسید!
نکته2: دپرستر از اونم که دپرستر بشم!
نکته3: F.U.C.K this life
Archive for جولای, 2008
In between Geniuses
Posted in حقایق زندگی on جولای 28, 2008 | بیان دیدگاه »
Noooooo
Posted in فرهنگ غنی پارسی on جولای 25, 2008 | بیان دیدگاه »
و چه احساسی مزخرفتر از دیدن “تبلیغات فارسی” بالای صفحههای یاهو!
more facts
Posted in حقایق زندگی on جولای 19, 2008 | بیان دیدگاه »
There are times I have nothing to say at all…
چگونه “استاد” آ بشویم!
Posted in ادبیات کلاسیک, دیالیکتیک on جولای 17, 2008 | بیان دیدگاه »
حرفی برای گفتن نیست. چیزی نیست که ناگفته باقی مانده باشد! آه من از فرط روشنفکری در حال “انفجار نور” هستم!
امروز توی نیک داشتم با مهدی صحبت میکردم. صحبت براتیگان و بکت بود. من بهش گفتم در قند هندوانه رو خوندم باحال بود. تازه فهمیدم کلی از ایدههای استاد اورجینال نبوده. بعدش صحبت متنهایی [...]
Total Defeat
Posted in حقایق زندگی on جولای 14, 2008 | بیان دیدگاه »
Guess being ugly doesn’t mean you can handle another ugly as a date!
اونقدر منو دوس داشتن که میخواستن بدزدنم!
Posted in ایرانیبازی, دیدنیهای ایران on جولای 14, 2008 | بیان دیدگاه »
آقا باور کنین! خودش اومد گفت بیایین با هم عکس یادگاری بگیریم…!
?WTH?! Miracle
Posted in انحرافات فرهنگی, ایرانیبازی on جولای 14, 2008 | 1 نظر »
فک کنم سیستم کائنات دچار اشکالات اساسیای شده باشه! بر طبق قوانین نظام منطقی ممکن نیست جریان ذکر شده در چند نوشتهی قبلی سر کاری نباشه و یه مؤنثی واقعاً از من خوشش اومده باشه! فعلاً که به نظر میاد سر کاری نباشه. هر چند من هنوزم به مورفی عزیز ارادت داشته و آمادهی هر [...]
پیچش
Posted in سؤالات بنیادین on جولای 13, 2008 | بیان دیدگاه »
همه این روزا کلاسای ترم تابستونی رو میپیچونن! شما چطور؟
!dumb assing
Posted in حقایق زندگی on جولای 13, 2008 | بیان دیدگاه »
از فداکاریهای بزرگ من برای دوستانم اینه که مرتباً اسکل میشم و هدف موفق شوخی شهرستانیهای دوستان قرار میگیرم! چیزی که خیلی بیشتر ناراحت کنندس اینه که من هر بار هم میدونم دارم اسکل میشم ولی طرف یا طرفین خیلی خوب فیلم بازی میکنن و منکر همه چیز میشن و من دیقهی 90 کوتاه مییام [...]
?!professor got a boner
Posted in ژانگولر نرمافزاری on جولای 12, 2008 | بیان دیدگاه »
* با عرض پوزش از کلمهی پرفسور! معادلی برای استادهای ایرانی در زبان انگلیسی وجود ندارد!
… و استاد نیز راست کرد!
- واسه کی؟!
… نمیدونم جلو فقط دو تا دافی چادری سیبیلدار نشسته بودن، از اونایی که برای زوال میل جنسی خیلی مناسبن!
- شاید توی کتابیش چیزی بود؟!
… توی کتاب UML؟! حتما! عکس پورن قایم کرده [...]